تبلیغات |
فقط عیوضی |
|
|
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 فروردین 1389 توسط یاسمن
| نظرات ()
سلام امروزهم یکی دو تا خبر دارم برای شما عزیزان اول اینکه البوم top 10 اقای عیوضی در دسترس شما عزیزان قرار گرفته که یک اهنگ جدید هم در این البوم است، به نام چتر مهربونی گرچه تمام اهنگ های اقای عیوضی بسیار زیباست وتک. اقای عیوضی کد دو اهنگه بانو و دیگه زنگ نزن را هم به ایرانسل دادند قراره ماهی یک بار دو تا از اهنگاشونو دراختیار شما عزیزان قرار دهند فعلا کد با نو را دارم، دیگه زنگ نزن هم زمانی که گرفتم براتون میذارم. قسمت دوم مصاحبه اقای عیوضی با مجله سینما تئاتررا هم میذارم متاسفانه قسمت اولش را ندارم هر زمان به دستم رسید در اختیارتون میذارم و دراخر هم مصاحبه ایشون با مجله سروش که خواسته بودید. شاد باشید کد با نو: 221811 سایت دانلود البوم: top 10
مصاحبه سینما تئاتر
بدون هیچ تردیدی ((محمدرضا عیوضی)) و ((ایلیا منفرد))را می توان از پیشکامان دوران جدید موسیقی پاپ دانست؛ چرا که هر یک در شیوه وتخصص خود بسیار خوب درخشیدند و اثار خاطره انگیزی را از خود برجای نهادند. محمدرضا عیوضی رکورددار چند ((اولین)) پس از انقلاب در موسیقی پاپ بود که از ان جمله می توان به اجرای اولین موسیقی با کلام در تبتراژ سریال ((روزگار جوانی)) اشاره کرد که مدت های زیادی بر سرزبان ها بود. اولین ویدئو کلیپ رسمی پخش شد در سیمای جمهوری اسلامی توسط او به عنوان خواننده بازیگر حضور داشت ویک البوم کامل را در طول سریال اجرا کرد. ایلیا منفرد نیز در کار خود، دارای ویژگی های منحصر به فردی است. اهنگساز، تنظیم کننده، نوازنده، شاعر، خواننده وفیلمساز که هیچ یک ازاین صفات را فقط به عنوان تیتر با خود به همراه ندارد، بلکه به دنبال هر یک از اسامی یک رزومه اجرایی واثار منتشر شده و قابل ارائه و دفاع دارد. ایلیا هیچ گاه کاری نساخت که شعر ان را خودش نسروده باشد وفیلمی نساخت که فیلمنامه زاییده فکر واندیشه خودش نباشد. در یک بعد از ظهر چهارشنبه ،هفته اخر بهمن ماه 88، ایلیا منفرد،محمدرضا عیوضی و مهران فرهادی در یک نشست دوستانه و به بهانه البوم جدید محمد رضا که ساخته ایلیا بود، دور هم جمع شدندو خود به خود بحث به سیاست های فرهنگی ، خاطرات گذشته وبسیاری مطالب دیگر رسید. بحث این قدر جذاب و چالش برانگیز شد که فکر کردم بد نیست خارج از روال عادی مصاحبه های مجله، این شاید میزگرد هنری را عینا برای شما نیز باز گو کنم تنها جهت ان که پراکندگی گفت وگو وطولانی بودن ان شما را خسته نکند، به ویرایش ومرتب کردن ان اقدام نمودم، وامیدوارم که حس وحال این گفت وگوی داغ وپر حرارت را از بین نرفته باشد. » در وهله اول از محمد رضا ممنونم که باعث این ملاقات شد، خیلی وقت بود دوست داشتم که با ایلیا از نزدیک اشنا شوم. ایلیا در طول تمام این سال ها که من وارد کار تهیه کنند گی موسیقی شدم، همه جا اسم تو را می شنیدم، ولی تا به امروز فرصتی برای دیدار فراهم نشده بود. ارتباط و دوستی من با محمدرضا برمی گردد به حدود یازده سال پیش و از سریال « کژدم 33 » که من مدیر تولیدش بود ودر تهیه ان هم با « مهدی شمسایی» همکاری داشتم. از همان زمان اسم تو را زمزمه وار می شنیدم. همه جا حرف از البوم «گل ارکیده» ات بود. ایلیا منفرد: من هم همین طور و خوشحالم که با تعارفی که از محمد رضا شنیدم، با کسانی اشنا میشوم که هنوز موسیقی برایشان دغدغه است و به ان می پردازند. با مقدمه کوتاهی که گفتید مرا بردید به سال های دوری که الان بیشتر خاطرات ان مانده. به زمانی که موسیقی پاپ دوباره پیدا کرد. فکرمی کنم حدود سال های 75 و76 بود که با حضور افرادی مثل «خشایار اعتمادی»، «شادمهر عقیلی»، مرحوم «ناصرعبدالهی»، «حمید غلامعلی»، محمد رضا و البته من و شاید یکی دونفر دیگر که الان در ذهنم نیستند، این سبک موسیقی دوباره شنیده شد. دوران خوبی بود که دوام نیاورد. من هم همان سال ها با محمد رضا اشنا شدم. شبی بود دراستودیو پژواک کاری را با «رضا چراغعلی » ضبط می کردیم که محمد رضا هم امد. زود با هم ارتباط برقرار کردیم وهمدیگر را جذب کردیم. این دوستی تا به حال ادامه پیدا کرده و حالا هم که به یک همکاری نزدیک و خوب و تولید البوم «دل خوش سیری چند» رسید. محمد رضا عیوضی: جالب است، من فکر می کردم که ما اولین بار همدیگر را در زمین فوتبال هنرمندان دیدیم ! الان که گفتی کاملا یادم امد وتصاویر ان شب از جلوی چشم هایم گذشت. یادم می اید قطعه ای به نام « نازنین» را کار می کردی. من خاطرات خوبی با ایلیا دارم و او جزو معدود کسانی است که کار کردن در کنارش حسابی مرا به وجد می اورد. در این سال ها که شرایط کار سخت شده و دیگر از ان صمیمیت ها ی سال های 74 و75 که از ان یاد کردی خبری نیست، جدیت و وسواس ایلیا و به روز کار کردنش خیلی دراین البوم به من کمک کرد. ایلیا اهل تحقیق و مطالعه و کاری که می سازد برایش مهم است. من در روزهای اخری هم که داشتیم مراحل دریافت مجوز انتشار البوم را طی می کردم، می دیدم که ایلیا باز هم ایده هایی برای تنظیم واستفاده ازتکنیک بهتر دارد و این برایم ارزشمند است. همان طور که مهران گفت در خاطره و تجربه جالب با هم اشنا شدیم. مدتی بود که سریال « روزگار جوانی» پخش می شد و مردم هم حسابی با این سریال ارتباط برقرار کرده بودند که مهران با من تماس گرفت. ابتدا قرار بود فقط ترانه های موجود در فیلم را من بخوانم. با خانم وکیلی به دفتر کار مشترک مهدی شمسایی که تهیه کننده کار بود و مهران که مجری طرح ومدیر تولید بود رفتیم. بعد از کمی گفت وگو، مهران به من پیشنهاد بازی در سریال «کژدم 33» را داد. همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد و من اولین بار بعد از انقلاب شدم یک خواننده که در نقش خودش بازی می کرد. » روزهای خوبی بود. راستی هیچ وقت این موضوع را از تو نپرسیدم که چرا یک دفعه صحنه را خالی کردی؟ تو موفقعیت بسیار خوبی داشتی و اتفاقات خوبی برای تو افتاد. فعالیتت با قوانین رایج کاملا منطبق بود، مردم دوستت داشتند، سالن کنسرت های تو همیشه پر بود. تو ناگهان در اوج رفتی. تقریبا تمام امکاناتی را که همه به دنبال ان بودند در اختیار داشتی . به نظر من از انها استفاده نکردی. محمدرضا عیوضی: واقعیت این است که نمی دانم چه شد که خداوند این همه امکانات را در اختیار من گذاشت من بدون هیچ ارتباطی وارد کار موسیقی وتصویر شدم. حتی در یک مسابقه به نام 9 +1 کار مجری گری هم کردم وچرا ان طوری که باید ادامه ندادم، به نظر خودم بر می گردد به عدم مدیریت. روزی که من شروع کردم، فقط شوروهیجان خواندن داشتم. اصلا به شهرت یا برنامه ریزی توجهی نداشتم. کسی هم در کنارم نبود که تجربه کافی داشته باشد . همراهی ام کند. این قدر سرعت این اتفاقات هم زیاد بود که فرصت بازنگری از من گرفته شد. شاید اگر در ان زمان یک مدیر هنری خوب در کنارم وجود داشت- چیزی که حتی همین الان کمبودش در هنر کاملا مشهود و مملوس است-، انتخاب های بهتری می کردم و تاثیرات بهتری می گذاشتم. ولی قبول کنید شرایط عجیبی بود. » این حرفت را قبول دارم که مدیریت و برنامه ریزی بسیار مهم و کار گشاست، ولی باز هم تاکید دارم که تمام استاندارهای موجودی که می شد دران زمان تعریف کرد، در اختیار تو بود، تلویزیون، ارشاد و مردم تو را پذیزفته بودند. هیچ مانعی هم نداشتی. خودت هم کاملا معقولانه رفتار می کردی ولی ناگهان در اوج کنار کشیدی. ابلیا منفرد: من با حرف شما کاملا مخالفم.موقتی داریم در مورد موسیقی حرف می زنیم، هیچ جای این موسیقی استاندار نیست. ما در دوره فقرموسیقی زندگی می کنیم. اطولا قوانین دستو پاگیر، خلاقیت وانگیزه را در ما کم رنگ می کند. داریم از کدام استاندارد حرف می زنیم؟ من جزو اولین کسانی بودم که ازمون تست صدای ارشاد را گذراندم و مجوز رسمی خوانندگی گرفتم، ولی از سال 82 تا الان البوم من منتظر صدور مجوز است! جایی برای ارائه کار ندارم. در چنین فضایی از کدام استاندارد حرف می زنید؟ ما به عقب رانده شدیم و میدان برای کسانی باز شده که چیزی به نام موسیقی را نمی شناختند. در ان زمان که فضا کمی بازتر بود ،ما مثل زنبورهایی بودیم که برای تولید عسل شیرین تر، بر روی گلها می نشستیم تا عسل شیرین مان خورده شود. الان هم داریم همان کار را انجام می دهیم، ولی عسلی که تولید می کنیم، ان قدرروی تاغچه می ماند تا خراب شود! وقتی زمان موسیقی من تمام می شود، چطور انتظار دارید شنیده شود؟ محمدرضا عیوضی: با بخش زیادی از حرف های ایلیا موافق هستم. من زمانی، همه امکاناتی که شما می گویید را داشتم، ولی ناگهان با تغییردر مدیر گروه یا شبکه، حتی نگهبان حراست جلوی درب تلویزیون، برخوردش با امثال من عوض شد. با رفتارشان خواسته یا ناخواسته تحقیرمان کردند. همه مقدمات انجام یک کنسرت را انجام میدایم، ولی در لحظه اخر بدون ارائه هیچ دلیلی کنسرت باطل می شد. تهیه کنندگان خسته می شدند و ضرر می کردند. هیچ کس هم پاسخگو نبود. بعد خودمان شروع به سرمایه گذاری کردیم، گر چه کار ما نبود. ولی از انجا که باید به تولید هنری مان می پرداختیم، وارد اقتصاد هنرهم شدیم، چون تهیه کنندگان امنیتی درکارشان نمی دیدند. من وامثال من هم مگر چقدر سرمایه داشتیم و چند کارمی توانستیم تولید کنیم؟ ارام ارام به حاشیه رفتیم. ما با سکوت و بدون هیچ هیاهوو غیر رسمی ممنوع الکار شدیم. شاید هیچ جا نوشته نشد و کسی چیزی نگفت، ولی وقتی امکان حضور از ما گرفته شد، کناررفتیم. سلیقه موسیقی هم پایین امد. ایلیا منفرد: می دانید چه اتفاقی افتاد؟ به تمام دلایلی که محمدرضا گفت وهزاران دلیل دیگر، کسانی که موسیقی می دانستند کنار کشیدند. اگر خاطراتان باشد در دورهای که اوج حضور موسیقی پاپ بود، تلویزیون ها و رسانه های برون مرزی لس انجلسی کاملا تحت تاثیر موسیقی داخلی قرار گرفتند و ما تاثیر گذار بودیم. وقتی دوباره میدان را از ما گرفتند، ارام ارام دوباره موسیقی مبتذل وارداتی جا باز کرد وتازه به میدان رسیده ها که چیز زیادی از موسیقی نمی دانند، وارد عرصه موسیقی شدند. به قول یک ضرب المثل قدیمی که می گوید «وقتی کوچه خلوت شد، امیزقلمدون پهلون شد»، موسیقی ای تولید شده که مستقیما به مخاطب توهین می کند، چه در کلام چه دراجرا. درنهایت، ذائقه مردم هم به همان سمت سوق پیدا می کند. از طرف دیگر کسی هم که به دنبال شنیدن موسیقی خوب وجذاب باشد، چون از موسیقی داخلی ارضا واغنا نمی شود، به سمت موسیقی دیگر کشورهای جهان می رود و با موسیقی داخلی غریبه می شود. » ایلیا فکر نمی کنی کمی داری دولتی فکر می کنی؟ تو نقش وحمایت مردم را کنار گذاشتی وهمه چیز را گردن سیاست های دولتی انداختی. قبول دارم شرایط خوب نیست. طبق قوانین نانوشته بعضی ها ممنوع الکارند، تکنولوژی ضعیف است، استانداردهای اجرا وجود ندارند، همه این ها درست، ولی در همین شرایط بود که شما ها کار کردید. حالا محمد رضا می گوید مثلا احترام ما را حراست شبکه رعایت نکرد یا به تو مجوز ندادند وشما هم تصمیم گرفتید نباشید، پس جنگندگی هنرمند کجاست؟ همان تازه واردان موسیقی که داریم درباره شان حرف می زنیم هم مشکل گرفتن مجوز دارند، به رسمیت شناخته نمی شوند، ولی کار می کنند و ان قدر پا فشاری می کنند تا وجودشان انکار نشود. بوده اند کسانی که کلیپ ان ها از شبکه MITV پخش شده، همه با چهرهای انها اشنا وبلافاصله متهم به موسیقی زیر زمینی غیر مجاز شده و ممنون الکار و تصویر شده اند. ولی ضمن رعایت قوانین رایج، سماجت پا فشاری کرده اند و بالا خره مجوز گرفته اند و الان هم به رسمیت شناخته می شوند. به نظرم شما ها کوتاه امدید و میدان را خالی کردید. محمد رضا عیوضی: شرایط ما فرق می کرد و می کند. من هیچ وقت نخواستم خارج از مسیر قانونی کار کنم. حتی در چند سالی که اروپا زندگی می کردم، بارها به من پیشنهاد کار شد، ولی همیشه می گفتم اگر قرار باشد کاری انجام دهم، در ایران و با ضوابط ایران کار خواهم کرد. من هیچ وقت نخواستم زیر زمینی کار کنم و گله وناراحتی من هم همین جاست. وقتی ما تمام ضوابط و مقرراتی که وضع شده، درست یا نادرست را رعایت می کنیم و به قانون احترام می گذاریم، چرا شرایط را طوری طراحی می کنند که نتوانیم کار کنیم؟ خوب یادم می اید زمان اقای «صافی» و«پور محمدی» در تلویزیون، کارهای زیادی تولید شد. نزدیک به هزارقطعه مجاز از تلویزیون پخش می شد ومردم با ان ها ارتباط برقرار کرده بودند، ولی از اول سال جدید دوباره جلوی همه این کارها به بهانه باز شنوی مجدد گرفته شد. ایلیا منفرد: این یک واقعیت است که انسان به موسیقی نیاز دارد. اصلا اصل همه هنرهای موسیقی است. وقتی جلوی شنیدن موسیقی گرفته می شود، این صدا به صورت زیر زمینی یا وارداتی یا هر شکل دیگری خواهد امد و وقتی به این شکل وارد شد، قابل کنترل چه از نظر کیفی، تکنیکی و چه از نظر محتوایی نخواهد بود. ما داریم مبارزه بی نتیجه می کنیم. موسیقی را نمی شود حذف کرد. به قول« شوپنهاور» در کتاب « معنی هنر»، «همه هنرهای در حد والای خودشان می خواهند به موسیقی نزدیک شوند.» شما حتی اگر سکوت هم کنید موسیقی می شنوید، زیرا سکوت موسیقی را هم می توان نوشت. ما در موسیقی علامت سکوت داریم، چطور می شود موسیقی را فراموش کرد؟ » من حرفم این است که به هر دلیلی امکان حضور مستقیم از شما گرفته شد،چرا جا خالی کردید؟ چرا نجنگیدید و مسئولان را با همه این استدلال های که الان برای من می گویید، متقاعد نکردید؟ محمد رضا عیوضی: تا کی می توان برای همه توضیح داد؟ سیاست های فرهنگی کشور هر روز تغییر می کنند و سلیقه هر یک روند جدیدی در موسیقی به وجود می اورد. شاید هم در مواردی کوتاهی کرده باشیم، ولی باور کنید خسته شدیم از این همه تلاش و سرمایه گذاری. همین الان البوم من وارد بازار شد. همه سر مایه گذاری. توسط خود من انجام شد، ولی امکان پخش مناسب وتبلیغات اصلا وجود ندارد. یک شرکت حرفه ای یا رسانه مجازی که بتوان از ان در مورد موسیقی تبلیغ کرد و وجود ندارد. ایلیا منفرد: در تمام این سال ها حتی یک برنامه در مورد موسیقی از تلویزیون پخش نشد. تازه در مورد همان زمان شکوفایی موسیقی پاپ هم که حرف می زنیم، خواننده به عنوان فقط یک حضور تشریفاتی در پشت انبوهی ازگل قرار می گیرد، بدون ساز، بدون اجازه هرگونه Act موسیقیایی وبه صورتPlay back . موسیقی اغاز می شد، میکروفن را در دست خواننده قرار می دادند، و هنوز بیت اخر را در حال لب زنی است که مجری میکروفن را از دست خواننده می گیرد؟! ویدئوکلیپ تنها عنصر جذابش همین تصاویر موسیقیایی است که ما از ان محروم هستیم. محمد رضا عیوضی: در تبلیغات عمومی هم همین مشکل هست. بیل بورد با عکس خواننده ممنوع است! پوستر زدن یا تبلیغ رادیوی برای کنسرت امکان ندارند، اگراز رسانه های برون مرزی استفاده شود هم که ممنوع الکار می شویم!پس واقعا چه باید کرد؟ ایلیا منفرد: گاهی این حس بد به من دست می دهد که از هنر ما فقط ابزاری استفاده می شود. در مقاطعی خاص حضور ما پررنگ می شود و دوباره فراموش می شویم. من که برای خودم کار موسیقی می کنم، ولی ترجیح دادم به جهت اقتصادی و امنیت شغلی، به حرفه تحصیلی ام، فیلمسازی برگردم. چون واقعا اینده روشنی را در دورنمای وضعیت فعلی موسیقی نمی بینم. محمد رضا عیوضی: کاملا با ایلیا موافقم. البته گاهی شاید استفاده از همین امکانات موجود هم برای زنده نگه داشتن این وضع بد نباشد. ولی به هر حال استفاده ابزاری از نقش هنرمند اگر در جهت اطلاح وضعیت موجود باشد را با انتخاب نه تحمیل، شاید بپذیریم. به شرط ان که واقعا احساس شود این استفاده در جهت اعتلای هنر و خواست مردم است. » زمانی می خواستی وارد سیاست شوی. یادم می اید روزی کاندید مجلس شدی. محمد رضا عیوضی با تحصیلات اقتصاد کاندید مجلس بود یا محمد رضا عیوضی خواننده؟ محمد رضا عیوضی: خوب یادت مانده است! بله، من دوره قبل کاندید شدم و صلاحیت شرکت در انتخابات را هم کسب کردم، ولی به توصیه بعضی از دوستان، ترجیح دادم از حوزه های کوچک تری شروع کنم. ولی در جواب سئوالتان باید بگویم تلفیقی از هر دو؛ علم وهنر. من احساس کردم که می توانم در امور جاری کشورتاثیر گذار باشم. به عنوان هنرمند در میان مردم هستم و حرف هایشان را می شنوم، خواسته ها یشان را می دانم و به عنوان کسی که در حوزه اقتصاد هم درس خوانده و هم کار کرده، دغدغه امروز جامعه را می شناسم ودلم می خواست که موثر باشم. فکر کردم که در مجلس می توانم این کار را انجام دهم، ولی پس از مشورت های بسیار، تصمیم گرفتم از شورای شهر شروع کنم و امید وارم در دوره بعدی کاندید شوم. » برایت ارزوی موفقیت می کنم. کمی در مورد البوم « دل خوش سیری چند» بگو؟ محمد رضا عیوضی: این کار با ذوق و سلیقه خوب ایلیا ساخته شد. شعرها و تنظیم همگی با ایلیا بود وسبکی به روز برای این البوم در نظر گرفته شد. فضای کار خوبی از اب در امد. حدود دو ماهی از انتشار البوم می گذرد و باز تاب های حضور مجدد من در بازار موسیقی خوب بود. همه این تغییر در روش وبه روز شدن کارهای را حس کردند وراضی هستند. ایلیا منفرد: حدود ده ماه کار کردن شبانه روزی با محمد رضا خاطرات خوبی را برایم به دنبال داشت. راحت کار کردیم. با هم تفاوت داشتیم و حرف هم را می فهمیدیم. من تا در شخصیت و منش یک نفر نکات مثبتی نبینم، کار را با او شروع نمی کنم واین ویژگی ها در محمد رضا بود. سعی کردیم با استفاده از امکانات موجود،البومی با تو جا به سلیقه نسل امروز و موسیقی و خاطرات دیروز تهیه کنیم و امید وارم که مردم دوست داشته باشند. به هر حال شرایط کار ان قدر دوست داشتنی بود که البوم جدید محمد رضا را هم تصمیم گرفتیم به زودی شروع کنیم. » محمد رضا، ما البوم جدیدت را گوش دادم. کار خوب و جذابی است و رد پای ایلیا در اهنگسازی کاملا مشهود است. از نقط قوت این البوم همان طور که گفتی با سلیقه مخاطب امروز هماهنگ است. ایا به اجرای صحنه ان هم فکر کرده ای؟ محمد رضا عیوضی امروز می تواند نیاز مخاطب جوان خود را بر روی صحنه و ویدئو کلیپ برطرف سازد؟ ان نشاط تازگی هنوز در تو هست؟ محمد رضا عیوضی: در تمام طول ضبط البوم، به تک تک این موارد فکر می کردم. گاهی دچار تناقض می شدیم، ولی حسم مثبت بود. تصاویر اینده را مرتب مرور می کردم والان کاملا اماده ام، حتی اماده تر از گذشته. به خاطر احترامی که برای مخاطبم قائل هستم، مطمئنم که تمام تلاشم را خواهم کرد که بهترین اتفاق بیفتد. ایلیا منفرد: محمد رضا این پتانسیل را دارد و در طول زمان کارش این را نشان داده. شما خوب می دانید که هیچ تهیه کننده وکارگردانی، حتی روی برادر خودش ریسک نمی کند،اگر بداند به خاطر ضعف او کارش خراب می شود. پس وقتی که محمد رضا پیشنهاد می شود ودر یادها می ماند، یعنی این که ان پتانسیل وجود دارد. » در تا یید حرف شما، وقتی به سریال «کژدم 33» باز می گردیم، از هر کس سئوال می کنم خیلی سریال و موضوع ان به خاطرش نمی اید، ولی هنوز اهنگ و شعر «سپید سپید» محمد رضا کاملا به خاطرشان هست. ایلیا لطفا در مورد کارهای الان بگو. ایلیا منفرد: کمی دارم روی رتوش البوم اخرم، به نام « برای همه سال های که گذشت» کار کنم. فیلم « برگ وباد» را هم که تازه تمام کرده ام و مشغول ساخت موسیقی متن فیلم هستم. بهار امسال سریال خودم، « کلاه مخملی ها» را کلید خواهم زد و در ضمن همان طور که گفتم البوم محمد رضا را هم اغاز خواهیم کرد. » و اما تو محمد رضا عیوضی؟ محمد رضا عیوضی: از اول سال، تور کنسرت هایم را شروع می کنم در یک فیلم هم به گار گردانی اقای «قویدل» بازی کردم. البوم جدیدم را هم که به زودی اغاز و مقدمات کاندیداتوری شورای شهر را فراهم خواهم کرد. » وحرف اخر؟ ایلیا منفرد: من حرف اخرم با مردم است. خواهش می کنم به چیزی که می شنوید حساس باشید. دقت کنید که خوب بشنوید و فقط گوش نکنید. وقتی دقت در شنیدن و دیدن کم می شود، اثار مخرب فرهنگی و اجتماعی در طول زمان تولید می شوند که جبران ان ها اصلا اسان نیست. محمد رضا عیوضی: مردم استحقاق بهترین ها را دارند. ما مردم شادی هستیم وشاد بودن را دوست داریم. از مسئولین تقاضا می کنم اجازه دهند فضای عمومی فرهنگی کشور در شرایطی که مشکلات اقتصادی مردم را خسته و غمگین کرده، به کمک روحیه مردم بیایند و نشاط و شادمانی از طریق محصولات هنری کمی با مردم اشتی کنند.
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 فروردین 1389 توسط یاسمن
| نظرات ()
سلام به همقطاریهای نازنین امیدوارم سلامت باشید طی تماسی که امروز با اقای عیوضی داشتم چند خبر از ایشان گرفتم که خدمتتون عرض می کنم · ترانه آواره کلیپ شده و قراره بزودی در دسترس شما هوادارن عزیز قرار بگیره. · اقای عیوضی دواهنگ هم اماده پخش کردند که یکی ازاین اهنگ ها قراره بر روی تله فیلمی پخش بشه به کارگردانی اقای احمد لو واقایان بابک صحرایی وچشم اذر ترانه واهنگ سازی این کاررا انجام دادند که بزودی زمان واسم فیلم وشبکه پخش این تله فیلم را خدمتتون عرض میکنم. · اهنگ دوم هم چترهای مهربونی نام داره که بزودی از صدا وسیما پخش میشه. · جناب اقای عیوضی عزیز در روز 9 و10 فروردین کنسرتی برای شهرداری اهواز اجرا کردند که چند تا عکس از این برنامه برای شما عزیزان میذارم که اقای امیدوار لطف کردنند برام فرستادند. · در ضمن مجله سینما تئاتر با اقای عیوضی مصاحبه کرده که قسمت دوم این مصاحبه بخش شده سعی می کنم قسمت اول مصاحبه را برای عزیزانی که نداشتن توی وب بذارم. شاد و سرفراز باشید.
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 فروردین 1389 توسط یاسمن
| نظرات ()
سلام به همه شما عزیزان سال نو مبارک امیدوارم سال خوبی را اغاز کرده باشید و در این سال به همه ارزوهاتون برسید. یه خبر دارم برای عزیزانی که خط ایرانسل دارند، اقای عیوضی سال 1386 ترانه را با شعر بسیار زیبای سرکار خانم وکیلی اجرا کردند به نام یا مقلب القلوب که متاسفانه تا به امروز مجوز بخش تلویزیونی این اهنگ را ندادن، ولی دارندگان سیم کارت ایرانسل می توانند با ارسال این کد (221428) به 75 75 ترانه یا مقلب القلوب را اهنگ پیشواز موبایل خود قراردهند، قراره به امید خدا کد ترانه های البومشان دل خوش سیری چند؟ هم به این صورت داده شود این هم عیدی اقای عیوضی عزیز به شما همقطاری های نازنین. امیدوارم قالب وبلاگ را هم بپسندید شاد و سربلند باشید.
![]() |
|